سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
384
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شفيع عود مىكند . متن : و لو انتقل الشقص بهبة ، أو صلح ، أو صداق فلا شفعة لما تقدم في تعريفها من اختصاصها بالبيع ، و ما ذكر ليس بيعا حتى الصلح بناء على أصالته . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : ش : اگر يكى از دو شريك حصه و سهم خود را به ديگرى هبه كرد يا بعنوان صلح با او منتقل ساخت و يا مهريّه همسرش كرده و به وى اعطاء نمود شفعه در اين موارد ثابت نيست . شارح ( ره ) مىفرماين : دليل اين حكم آن است كه قبلا د تعريف شفعه آورده و گفتيم : شفعه صرفا در بيع آمده و اختصاص به آن دارد و چون انتقال بعناوين مذكوره حتى صلح ييع نمىباشد لذا وجهى براى جريان شفعه و مشروعيّت آن نمىباشد . البته اينكه در صلح نيز همچون هبه و صداق شفعه را جارى ندانستيم مبنى بر اين است كه آن را عقد اصلى و مستقل فرض كنيم ، اما در صورتى كه آن را عقد برأسه تقدير نكرده و در موردى كه اثرش انتقال عين درمقابل عوض باشد آن را بيع بدانيم حق اين است كه در آن شفعه جاريست . قوله : لما تقدم فى تعريفها : يعنى تعريف شفعه . قوله : من اختصاصها بالبيع : ضمير در [ اختصاصها ] به شفعه راجعست .